تبلیغات
زندگی زیباست - نی نوا



Admin Logo
themebox Logo



تاریخ:سه شنبه 10 آذر 1394-10:08 ق.ظ

نویسنده :سید محمدجواد صدرالساداتی

نی نوا


صدای همهمه می آید
هیاهوست
های و هویی است
بر طبل می کوبند
سنج می زنند
وبر شیپور می دمند
صدای شیهه به گوش می رسد
تعزیه خوانان وشبیه گردان ها نزدیک می شوند

  1. کودکان می دوند
هیجان جمعیت مرا به گوشه ای هدایت می کند
 کودکی هایم را به یاد می آورم
مادر مرا به مجالس امام حسین(ع) می برد
ومن او را برای دیدن هیات و دسته های سینه زنی به این سو وآن سو می کشاندم
ایام محرم بافت سنتی یزد متحول می شود
همه جا خانه  ی امام حسینی می شود
آه چه شور و حالی بود
صبح ها خانه متوسلیان وکربلایی ها
شب شازده فاضل
نخل برداری ظهر عاشورا
شام غریبان بعثت وامامزاده
روز سوم شهادت امام حسین، مسجد ملا اسماعیل
واربعین مسجد جامع
باز به مجلس امام حسین وارد می شوم
هیات فهادان است
آوایی آشناست اما نوای سعادتمند نیست
یادش بخیر
هنوز مهلا مهلایش در جانم زمزمه می شود
جای خالی مادردر مجلس برای بغضم  کافیست
اما باز خوانی خاطرات بر شوریدگی ام می افزاید
مادر نمی تواند به روضه بیاید
پدر نمی تواند زیارت بخواند
عمویم در فراموشی غوطه ور است
وخاله که دوست دار حسین علیه السلام بود شفا نیافته است

گیج شده ام

در حیرت وخاموشی وسکوت
چرا امام حسین کاری نمی کند
وای بر من
زینهار

حسین که برای خود کاری نمی کند
چرا باید سرش جدا شود وخاندانش به اسارت روند؟
حسین که می تواند بر نی نوای قرآن سر دهد
چرا کاری نمی کند
یا حسین

 جوابم بده!
به امام حسین ارادت داشته ام
نام او ضامن فزرندم است
امیری حسینٌ ونعم الامیر
 اربعین است
هزار سال محرومیت از عدالت و ولایت
و غرطه شدن در فساد وتباهی!


آوای ناله
برآمده است

صدای استغاثه می آید

 آری بدون حسین بودن فغان و دریغ انسان ها را برآورده است

گویی باید نداشت

 تا داشته ها را قدر داشت

 چهل روز از شهادت امام و یاران می گذرد
تنی چند از اقوام وآشنایان راهی کربلا شده اند
و چنین ندای هل من ناصر  را لبیک می گویند

قریب به بیست میلیون عاشق

زائر

که می توانندیاور امام عصر خویش باشند

و چه خوب امام جواب سلام زایرین را می دهد

این پژواک صلای هیهات من الذله امام وآهنگ ما رایت الا جمیلا زینب کبری است

که در گستره تاریخ پیچیده است

می خواهم زیارت بخوانم

در این چهل سالگی؛ قبل از آن که ازهمه قابلیت هایم محروم شوم

اکنون  صدای "سعادتمند" رساتر از همیشه در میان همهمه به گوش می رسد

آوای عمویم را هم بلند می شنوم: اللهم اجعل محیای محیا محمد وآل محمد

وندای "حسین حسین" خاله را هم می نیوشم

تنها صداست که می ماند

وقتی در کنار پدر قرار می گیریم 

چشمانش مانند کوکبی درآسمان مثل شب هایی که با انگشت به سمت قبله اشاره می کرد

 از مصباح هدایت روشن است

و نجوای السلام علیک یا ابا عبدالله را از لبانش می توان خواند

و چون نام حسین را می خوانم

قطره اشک مادر بلندترین فریاد ارادت به مظلوم ترین انسان است.
ومن در این اندیشه ;

که از من چه خواهد ماند وبازتاب رفتارم چه  خواهد بود تا با آن فرا خوانده شوم!


نظرات() 
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.